S
Header
کد خبر : 64100

خانواده و لزوم توجه به سلامت ارتباطی

سرویس اخبار
باید توجه داشت که روح انسان متأثر از عملکرد اوست و بنابر این هر نوع رفتار رسانه ای می تواند افزون بر آن که جان خود آدمی را آلوده می کند برای دیگران نیز خطرناک باشد به ویژه آن که در فضای مجازی منتشر شود. به عبارت دیگر تولید و توزیع و مصرف پیام هایی که امروزه در فضای مجازی منتشر می شود از نظر روحی و اخلاقی به مراتب می تواند از ویروس کرونا فراگیرتر و هم مخرب تر باشد.
یکشنبه 19 مرداد 1399 ساعت 22:41
حوزه نمایندگی ولی فقیه در هلال احمر
خانواده و لزوم توجه به سلامت ارتباطی باید توجه داشت که روح انسان متأثر از عملکرد اوست و بنابر این هر نوع رفتار رسانه ای می تواند افزون بر آن که جان خود آدمی را آلوده می کند برای دیگران نیز خطرناک باشد به ویژه آن که در فضای مجازی منتشر شود. به عبارت دیگر تولید و توزیع و مصرف پیام هایی که امروزه در فضای مجازی منتشر می شود از نظر روحی و اخلاقی به مراتب می تواند از ویروس کرونا فراگیرتر و هم مخرب تر باشد. http://Media.nvhelal.ir//Image/2020/07/202007103544536618_Thum.jpg خانواده,و,لزوم,,توجه,به,,سلامت,ارتباطی nvhelal

از نظر قرآن کریم یکی از تعاملات انسان، ارتباط با خویشتن است. از نگاه دین، انسان همچنان‌که باید به سلامت جسم خود اهمیت دهد و از آلوده شدن آن پیشگیری کند، باید به سلامت نفس و روح خود نیز توجه ویژه داشته باشد.

در قرآن کریم از سلامت و بیماری قلب انسان فراوان سخن به میان آمده است:

(یَوْمَ لاَ یَنْفَعُ مَالٌ وَ لاَ بَنُونَ‏ * إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ‏)[1]

روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی‏دهد، مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد.

(وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ مَاتُوا وَ هُمْ کَافِرُونَ‏)[2]

اما کسانی که در دل‏هایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدی‏شان افزود و در حال کفر درمی‏گذرند.

بر اساس این آیات و واقعیات رفتاری آدمی، روشن می شود که رابطه رفتار انسان با روح او، علت و معلولی است و همه ارتباطات ما بر قلب مان اثر وضعی دارد. بنابراین، سلامت و بیماری روح انسان ارتباط مستقیمی با عملکرد وی دارد.

تعریف سلامت ارتباطی ایجاد ارتباط به عنوان تنها مسیر کسب اطلاعات و معلومات و تحقق «شاکله» انسان، باید از سلامت لازم برخوردار باشد؛ زیرا دیگر رفتارهای انسان معلول باورها و ارزش‏هایی است که از راه ارتباطات به دست می‏آورد و در صورتی ‏که انسان سلامت ارتباطاتی داشته باشد از وی رفتارهای سالمی نیز انتظار می‏رود.

ارتباطات، عامل نقل و انتقال اطلاعات است و آنها بن‏مایه‏های کنش‏های انسان به شمار می‏روند.

به عبارت دیگر، سلامت ارتباطی یعنی «تولید، توزیع و مصرف اطلاعات مورد نیاز و مفید مبتنی بر اساس اصول اخلاقی و دینی برای نیل به زندگی سعادتمندانه». پس ارتباطات هر فرد با باورها و ارزش‏های وی رابطه‏ مستقیمی دارد. از آن جمله، کسب اطلاعات است که سنگ‏بنای شخصیت انسان به شمار می‏رود. زیرا دانش سالم به بینش سالم و در نهایت به کنش سالم می‏انجامد.

ضرورت حفظ سلامت ارتباطی امروزه انبوه متراکم و رو به افزایشی از اطلاعات به وسیله ابزارهای مدرن ارتباطی نگهداری، تولید، ارسال و دریافت می‏شود. به ‏راستی چه مقدار از این دریای مواج مورد نیاز ما و در راستای زندگی فردی و اجتماعی ماست؟ ما در فضایی زیست می‏کنیم که انسان‏واره‏های صنعتی در همه زوایای زندگی‏مان حضور چشمگیری دارند که نه‏تنها نمی‏توانیم آنها را حذف و حتی محدود کنیم، به دلایلی هر روز بیشتر به آنها نیازمند و وابسته می‏شویم.

رسانه ها این انسان‏گونه‏های صنعتی، بیش از همنوعانی که در گذشته با آنها نشست‏ و برخاست می‏کردیم و ارتباط داشتیم، و در بسیاری از مواقع به جای آنان با ما ارتباط دو سویه برقرار می‏کنند.

آنها در جای‏جای زندگی‏مان حضوری فعال دارند، از مهم‏ترین مبادی معرفتی ما شده‏اند، برایمان جذاب‏ترین داستان‏ها را به شیرین‏ترین زبان بازسازی می‏کنند و آن‏قدر هم‏نشینی با آنها برایمان اعتیادآور شده که به شدت به آنها احساس نیاز می‏کنیم؛ غافل از صحت ‏و سقم مطالب و اخباری که به ما می‏دهند. از این ‏رو، آنها به نوعی قبله آگاهی‏هایمان شده‏اند؛ قبله‏ای که بی‏اختیار همه به آن روی آورده‏ایم.

فناوری اطلاعات، از یک ‏سو آزادی عمل و از دیگر سو حریم‏های خصوصی برای انسان پدید می‏آورند و قدرت او را در همه فرایندهای ارتباطی، یعنی دریافت، نگهداری، تولید و توزیع پیام، به صورت چشمگیری بالا می‏برند، بنابراین، بی‏گمان اگر این توانمندی با اقدامات پیشگیرانه و درمانی مهار نشود، می‏تواند برای سلامت فرد و جامعه بسیار خطرناک باشد.

سیلاب اطلاعاتی که به وسیله رسانه‏های همگانی جاری می‏شود، با بی‏قیدی انسان، به تدریج تمامی جوامع را در خود غرق می‏کند. افرادی که خواه ‏ناخواه در این جوّ اطلاعاتی تنفس می‏کنند، از این اطلاعات نیز تغذیه می‏نمایند و اندک‏اندک در جریان امور قرار می‏گیرند و این اطلاعات را برای هم‏نوعان خود بازگو می‏کنند.

تمام این عوامل هرچند نامحسوس و مبهم است، بر رفتار ما اثر می‏گذارد، ولی همان‏طور که رودهای بزرگ از پیوستن جویبارها به وجود می‏آیند، رویدادهای بزرگ نیز از رویدادهای کوچک پدیدار می‏شوند. این جریان، پیام‏های رسانه‏های همگانی هستند که به تدریج با پیوستن به هم، ما را در خود غرق و در روش زندگی و شیوه عمل ما تغییر ایجاد می‏کنند و درنتیجه، از طریق مغزشویی نامحسوس ـ البته جزئی و بسیار کند ـ باورهای تازه‏ای در ما به وجود می‏آورند.

به ‏راستی همراهی و هم‏نشینی با کدام انسان، مؤثرتر از هم‏نشینی با رسانه‏هایی است که با جذابیت و مهارت تمام می‏توانند به ترویج فضیلت‏ها و رذیلت‏های اخلاقی بپردازند؟ بی تردید اطلاعاتی که از رسانه‏ها دریافت می‏شود، اثر وضعی خود را بر روح انسان می‏گذارد.

دشواری اجرای اخلاق اطلاعات، حتی در مفهوم ساده آن و بدون نگاه به ابعاد محتوایی، به مسئله تنوع کانال‏های اطلاعاتی و تنوع بسیار معیارها و مقیاس‏های مورد استفاده برمی‏گردد. واقعیت آن است که وقتی یک فناوری جدید پذیرفته می‏شود، برخی از نتایج و عوارض کاربرد آن ممکن است پرهیز ناپذیر باشند.[3]

این وظیفه مهم در حفظ و تداوم سلامت ارتباطی در مرحله اول به عهده نهاد سپس نهادهای اجتماعی است. از نظر اسلام، مسلمانان در رفتار فردی و اجتماعی‏شان باید همواره از مظاهر قدرت، همگام و هماهنگ با اهرم‏های مهار آن استفاده کنند.

امروزه فن آوری ارتباطات را باید مهمترین مظاهر قدرت و منشأ تولید آن دانست که زمینه ساز توسعه قدرت بشر در سایر ابعاد زندگی است و اگر به تناسب توسعه سخت افزاری و نرم افزاری فضای مجازی به سلامت محتوایی آن توجه نشود، مخاطرات جبران ناپذیری برای جامعه و به ویژه نهاد خانواده خواهد داشت.

نقش نهاد دین در سلامت ارتباطی از نگاه اسلام، نیاز به دین و نهاد دین، موضوعی در عرض دیگر موضوعات زندگی انسان نیست، بلکه اصل زندگی او و جهت دهنده دیگر نهادهای اجتماعی است. نهاد دین باید با تقویت باورهای دینی، ترویج ارزش‏های الهی و تعیین هنجارهای متناسب با روند رو به رشد فناوری ارتباطات، برای حفظ و تداوم سلامت ارتباطی و اطلاعاتی، وظایف افراد و دیگر نهادهای اجتماعی را درخصوص عناصر فرهنگی روشن کند.

دینی که به همه زوایای زندگی انسان و نیازهای معنوی و مادی او توجه دارد، هرگز نمی‏تواند درباره مهم‏ترین موضوع زندگی او، یعنی ارتباطات و اطلاعات، نظر نداشته باشد؛ چنان‌که کتاب به عنوان رسانه‏ای کارآمد، همواره از دو نظر سلبی و ایجابی مورد توجه دین و متدینان بوده است. سلبی برای پیشگیری از پیامدهای منفی آن برای سلامت روح انسان و ایجابی برای بهره‏گیری از آن در راستای حفظ، تقویت و ارتقای سلامت روحی بشر.

بخشی از سواد رسانه ای را باید در آشنایی با شاخص های سلامت ارتباطی جستجو کرد که مهمترین و اساسی ترین نهادی که این معیارها را تعیین می کند نهاد دین است. که نهاد حکومت و نهاد خانواده در هم افزایی یکدیگر باید از این منبع عظیم الهی در حفظ سلامت ارتباطی جامعه از آن بهره ببرند.

در همین ارتباط نقش دین را در تعیین شاخص های سلامت ارتباطی و تعیین قلمرو تولید، توزیع و مصرف رسانه ای می توان در پنج عنصر اصلی فرهنگی به دست آورد.

  1. تقویت باورها‏

نخستین راه مدیریت و مهار فناوری ارتباطات و اطلاعاتی که بر بستر آن مبادله می‏شود، تقویت باورهای دینی است.

باورها در هر فرهنگ، اساس دیگر عناصر فرهنگی است. از این ‏رو، تقویت باورهای دینی در همه سطوح، به ویژه مبدأ و معاد می‏تواند عامل مهمی برای مهار انسان باشد. با توجه به گرایش‏های نفسانی انسان، به ویژه در خلوت‏ها و آزادی‏هایی که فناوری ارتباطات برای وی پدید می‏آورد، تنها باور به حضور خدا در مقام مهم‏ترین و مؤثرترین مظهر قدرت، می‏تواند در مهار نفس سرکش انسان‏که همواره او را به بدی فرامی‏خواند، اثرگذار باشد.

2. تقویت ارزش‏‌ها

ارزش‏ها، عنصر دوم فرهنگ به شمار می‏روند و شامل اموری می شوند که از نظر دین مطلوبیت دارند. ارزش‏های دینی که در باورهای توحیدی ریشه دارند، تا آنجا در جامعه نقش آفرینی می‏کنند که آموخته شوند، مناسب حال باشند و افراد آنها را به صحنه زندگی آورده باشند. هر فرد برای رشد خود، به منظومه‏ای از ارزش‏ها نیازمند است که در جامعه راهنمای اعمال او باشد.

تقوا مهم‏ترین ارزش اخلاقی است که تضمین کننده صلاح فرد و جامعه و تنها معیار برتری انسان‏ها در پیشگاه الهی است. این اهرم، مهار درونی است که در خلوت و جلوت می‏تواند بر مبنای باور به حضور همیشگی خداوند موجب حفظ انسان از بیماری‏های روحی شود. از این ‏رو، مؤمنان وظیفه دارند در حد توان این نیروی درونی را تقویت کنند:

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[4]

پس تا می‏توانید از خدا پروا بدارید و بشنوید و فرمان ببرید، و مالی برای خودتان [در راه خدا] انفاق کنید، و کسانی که از خسّت نفس خویش مصون مانند، آنان رستگاران‏اند.

3. تقویت هنجارها

بخش مهمی از معارف دینی احکامی است که هنجارهایی را برای همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی معیّن کرده است. دین برای آن که چرا، چه چیزی، چه موقع، کجا، به چه صورت و از چه جایی مطلبی را بشنویم یا ببینیم یا برای دیگران بفرستیم، معیارهایی تعیین کرده ‏است. از این ‏رو، سبک زندگی مؤمن و غیرمؤمن در عمل متفاوت می‏شود.

متدینان در سایه ایمان، به سلاح چیرگی بر اطلاعات نامطلوب و مضر مجهز می‏شوند و دقیقاً همین عامل، رفتار و کردار آنان را دارای معنا، مفهوم و هدف می‏سازد و به همه اینها روح می‏بخشد و همان‏گونه که معتقدند، آنان را از نوعی نیرومندی اخلاقی برخوردار می‏کند.

4. تقویت محصولات

ظرفیت‏هایی که فناوری ارتباطات برای تولید و توزیع محصولات فرهنگی پدید آورده، فضای مجازی را به بازار گسترده‏ای برای عرضه پیام‏ تبدیل کرده است. در این بازار، کالاهایی خریدار دارد که بتواند مزیت‏های نسبی داشته باشد. بنابراین، نهاد دین نمی‏تواند نسبت به این فضای مجازی و تأثیرات آن ساکت باشد. نهاد دین باید همواره متدینان متخصص را به تولید محصولات فاخر و‏ برخاسته‏ از باورها، ارزش‏ها و هنجارهای دینی تشویق و انگیزه‏های آنان را در این جهاد فرهنگی تقویت کند.

تولید محصولات و برنامه‏های مناسب هر عصر که بر اساس دعوت اسلامی، امر به ‏معروف، تبلیغ، تعلیم، اعلان و... شکل می‏گیرد، افزون بر معرفی اسلام و تبلیغ آن، در برابر شبهات و جنگ روانی و تهاجم فرهنگی به پامی‏خیزد تولیدات نرم‏افزاری و سخت‏افزاری را در برمی‏گیرد.

مهم‏ترین بعد جهاد در عصر ارتباطات، شناساندن چهره زیبای دین اسلام است که مطابق با فطرت آدمی است و این مهم تنها با تولید محتوا و برنامه‏هایی که می‏تواند معرف اسلام ناب باشد، محقق می‏گردد. «جهاد تولیدی» یعنی «تلاش در جهت فراهم کردن امکانات سخت‏افزاری و نرم‏افزاری و تولید برنامه‏ متناسب با نیازهای جامعه بشری، به ‏منظور معرفی تبیین ارزش‏ها و دفاع از کیان و حریم اسلام».

5. تقویت نمادها

نهاد دین با توجه به تعارضات فرهنگی، همواره از راه‏های مناسب، قداست آیین‏ها و نمادهای خود را حفظ می‏کند. بدون رعایت احترام و حفظ قداست نماد‏ها، نمی‏توان به روش مؤثری برای حفظ مفهوم سنت و آیین دست یازید. در حقیقت سنت‏ها و آداب چیزی نیستند جز شناخت حاکمیت و احترام به آن و اقتدار نماد‏ها و اعتبار دادن به روایاتی که محتوای این نهادها را شکل می‏دهند.

با اهمیت‏ترین روایات و قصص را در ادیان می‏توان جست و جو کرد، مثلاً در «سِفر پیدایش» یا «بهاگاواد ـ گیتا»[5] و یا قصص قرآن. عده‏ای ـ از جمله مورخ معتبری چون «آرنولد توین بی»[6] ـ معتقدند: «فرهنگ و جامعه‏ای که در مرکز ثقل خود فاقد چنین داستان‌های مذهبی باشد، محکوم به زوال است».[7]

نقش نهادهای اجتماعی

به هر میزان که نهادهای سنتی و اجتماعی قدرت خود را در سازماندهی و تشکیل بافت‏ها و باورهای ذهنی انسان از دست بدهند، و به هر میزان تأثیرشان در مجهز ساختن انسان‏ها به قدرت قضاوت و تشخیص و انتخاب بر اساس ملاک‏ها و ضوابط ارزشی و نهادی کاهش یابد، مهار اطلاعات دشوار‏تر می‏شود و در نتیجه ارزش‏های اخلاقی افول می‏کند و اهرم‏های نظارتی ناکارآمدتر می‏گردد.

این نکته بسیار مهم است؛ زیرا بیشتر نویسندگان و کسانی که پیرامون نهادهای اجتماعی مطلبی می‏نویسند ـ به ‏خصوص جامعه‏شناسان ـ توجه ندارند که تضعیف هر نهاد، موجبات ضعف قدرت انسان‏ها را در مقابله با بحران‏ها و آشوب‏های اطلاعاتی فراهم می‏سازد.[8]

تمامی نهادهای اجتماعی یک جامعه به ‏طور اعم، نقش مهارکننده را دارند و خود، دستگاه کنترل‏کننده آن هستند. بی‏حکمت نیست که در اسلام این همه بر حضور در اجتماعات و توجه به نهادهای رسمی و غیررسمی اجتماعی، همچون نهاد دین، ‏آموزش و حکومت تأکید شده است.

نقش نهاد حکومت

فناوری ارتباطات به عنوان مهم‏ترین اهرم تولید و حفظ قدرت نرم و سخت، مورد توجه همه حکومت‏ها قرار دارد. نهاد حکومت همچنان‌که در توسعه این فناوری ارتباطات نقش اصلی را ایفا می‏‏‏کند، می‏تواند با روش‏های مستقیم و غیرمستقیم و با تقویت و بهره‏گیری از دیگر نهادها اجتماعی بر فناوری ارتباطات و چرخه اطلاعات نظارت و آن را مهار کند.

هیچ‏یک از بنیان‏گذاران مذهبی هرچه را که مردم می‏خواستند به آنها هدیه نمی‏کردند، بلکه چیزی را به آنان عرضه می‏داشتند که برای آنها ضروری و مفید بود. اما تلویزیون این وظیفه و مسئولیت را ندارد که آنچه را مردم بدان نیازمند هستند و برای آنها ضروری و مفید است، بدان‏ها عرضه کنند؛ زیرا تلویزیون دوستدار مصرف‏کننده است؛ انسان هر وقت دلش خواست می‏تواند به آسانی آن را روشن یا خاموش کند.[9]

خودکفایی و استقلال در بعد سخت‏افزاری و نرم افزاری فناوری اطلاعات، مهم‏ترین گامی است که حکومت دینی می‏تواند در ایفای نقش خود در این جهت بردارد.

نقش نهاد خانواده

با وجود توسعه رسانه ها و نقش فضای مجازی در سامان دهی افکار و رفتار ما هنوز هم این نهاد خانواده است که باورها، ارزش‏ها و هنجارها را در عمل به به اعضای خود می‏آموزد و در حد امکان بر آنها نظارت می‏کند.

این نهاد خانواده است که باز در رهایی فضای مجازی، مشخص می‏کند چه اسراری از دنیای بزرگ‏سالان برای کودکان می‏تواند فاش شود و کدام باید مخفی بماند. آنان در حضور کودکان از به کاربردن واژگان مخصوص و بیان مطالبی معیّن خودداری می‏کنند و آنها را برای خردسالان نامناسب تشخیص می‏دهند. خانواده‏ای که بر روی کودکان و محیط اطلاعات فرزندان خود نظارت ندارد و یا از عهده کنترل اطلاعات دور و بر آنان ناتوان است، خانواده نیست.[10]

فروریختن محدودیت‏ها، و سرعت و پیچیدگی که پیامد طبیعی توسعه فناوری ارتباطات است، ضرورت و اهمیت مدیریت ارتباط را دوچندان می‏کند. فناوری ارتباطات به همان میزان‏که فرد و جامعه را توانمند می‏کند، نمی‏تواندبه آنان قدرت و بینش پیشگیری و مهار بدهد.

این فناوری از سویی قدرت آدمی را در چهار حوزه نگهداری، تولید، ارسال و دریافت به طرز عجیب و نامحدودی بالا برده است و از سوی دیگر، با ایجاد فضای مجازی، انسان را از فشارهای هنجاری محیط واقعی رهانیده است. این وضعیت دو رهاورد داشته است که می‏تواند به نابودی فرد و جامعه بینجامد: ارائه قدرت مطلق و آزادی مطلق.

نبود محدودیت‏ها و آسودگی خاطر از نظارت‏های اجتماعی، سبب می‏شود هر کس کمترین دسترسی به این فناوری دارد، هر نوع پیامی را به هر صورتی، هر زمانی، برای هر کسی، هر چند بار، در هر کجا بفرستد یا از طرف مقابل دریافت کند. پیام‏هایی که بسیاری از اوقات اگر برای سلامت روحی و ارتباطی انسان زیان‏آور نباشند به یقین سودمند هم نخواهند بود.

همچنان که حفظ سلامت جسمی ما در سایه دو اصل پیشگیری و درمان است. نهاد دین که عهده دار حفظ سلامت روحی جامعه است برای تداوم این بعد از سلامت جامعه دو مرحله پیشگیری و درمان را مد نظر قرار داده است. دو اصل تقوا و توبه که در آیات و روایات به فور به آن اشاره شده در واقع تضمین کننده سلامت روحی نهاد خانواده است.

از آنجا که بر اساس فرهنگ اسلامی اطلاعات خوراک روحی انسان به شمار می روند ابتدا باید نهاد حکومت و نهاد خانواده با تکیه بر اموزه های دینی از تولید، توزیع و مصرف اطلاعات ناسالم و غیر اخلاقی با اصل تقوا ار آنها پیشگیری کنند و در صورت ابتلاء باید با اصل دوم یعنی توبه خسارات را جبران کنند در غیر این صورت سلامت جامعه به مخاطره خواهد افتاد.

بنابراین، انسان مسلمان بیش از هر چیز نیازمند توانمندسازی‏خود در مدیریت ارتباط، به ویژه متناسب با اقتضائات فناوری ارتباطات است تا بتواند اطلاعات سالم را به میزان مورد نظر کسب‏، حفظ، توزیع و دریافت کند و در سایه آن افزون بر رفع نیازهای فردی و اجتماعی، نقش خود را به عنوان عنصری سالم در جامعه ایفا نماید.

 

 

حجت الاسلام و المسلمین حجت الله بیات

(عضو هیئت علمی و معاون گرو روان شناسی و ارتباطات دانشگاه قران و حدیث

دفتر مطالعات اسلامی و ارتباطات حوزوی پژوهشگاه فضای مجازی

 

 

[1].شعرا: 88-89.

.[2] توبه، 125.

[3]. نک: جامعه‏شناسی جامعه اطلاعاتی، ص139 – 140.

[4]. تغابن: 16.

[5]. Bhagavad_ Gita

[6] .Arnold Toynbee

[7]. نک: تکنوپولی، ص ۲۶۹.

[8]. نک: تکنو پولی، ص122-124.

[9]. زندگی در عیش مردن در خوشی، ص 2۵۹.

[10]. نک: همان،ص129

 

 

 

8/9/2020 10:41:00 PM
آخرین اخبار