S
Header
کد خبر : 62887
دیدگاه

تربیت اجتماعى از دیدگاه اسلام

سرویس اخبار
در این که انسان زندگى اجتماعى را برگزیده و به صورت اجتماعى زندگى مى‏ کند تردیدى نیست . منشأ آن، اقتضاى طبیعى باشد یا قصد بهره‏ گیرى و تأمین نیازهاى زندگى از انسان‏ هاى دیگر، یا تعاون و همزیستى مسالمت آمیز، یا هر انگیزه دیگر، فعلا در آن بحثى نداریم.
شنبه 20 مرداد 1397 ساعت 08:57
حوزه نمایندگی ولی فقیه در هلال احمر
تربیت اجتماعى از دیدگاه اسلام در این که انسان زندگى اجتماعى را برگزیده و به صورت اجتماعى زندگى مى‏ کند تردیدى نیست . منشأ آن، اقتضاى طبیعى باشد یا قصد بهره‏ گیرى و تأمین نیازهاى زندگى از انسان‏ هاى دیگر، یا تعاون و همزیستى مسالمت آمیز، یا هر انگیزه دیگر، فعلا در آن بحثى نداریم. http://Media.nvhelal.ir//Image/2018/08/201808105876393785_Thum.jpg تربیت,اجتماعى,از,دیدگاه,اسلام nvhelal

انسان‏ ها در جامعه ‏هاى مختلف زندگى مى‏ کنند و هر یک از جوامع داراى نظام فکرى و فرهنگى خاص، آداب و رسوم و عادات و ارزش‏ هاى اخلاقى و ضوابط و مقررات ویژه ‏اى است که حیات اجتماعى آن، به رعایت آنها بستگى دارد و بدین وسیله از دیگر جوامع شناخته و امتیاز داده مى ‏شود.

فرهنگ جامعه توسط بزرگ ترها به نسل جدید انتقال مى‏ یابد. در میان جامعه و فرد تأثیر و تأثر متقابل انجام مى ‏گیرد، جامعه در فرد اثر مى‏ گذارد، فرهنگ خود را به او منتقل مى‏ سازد و او را همفکر و همسو مى‏ گرداند و فرد نیز به نوبه خود در جامعه اثر مى‏ گذارد.

انسان در جامعه پرورش مى‏ یابد، آداب و رسوم و افکار و ارزش‏ هاى آن را مى‏ پذیرد، شخصیت خود را مى‏ سازد و با جامعه هماهنگ مى‏ گرداند و این است معناى اجتماعى شدن و اجتماعى کردن و فرهنگ ‏پذیرى انسان.

ولى باید بدانیم که فرهنگ‏ پذیرى انسان از جامعه، نه تحمیلى و اجبارى است چنان که بعضى از جامعه‏ شناسان تصور کرده ‏اند، نه در اثر تقلید کورکورانه و بى‏ هدف است، چنان که گروهى دیگر پنداشت ه‏اند، بلکه انطباقى است آگاهانه و با اراده و اختیار و هدفدار.

کودک با حرص و ولع افکار و رفتار افراد جامعه خود را مى‏ نگرد، آنچه را مناسب تشخیص داد مى‏ پذیرد تا هر چه زودتر به صف بزرگسالان بپیوندد و به عضویت جامعه درآید، ولى چنان هم نیست که همه چیز را بپذیرد و همیشه خود را به رنگ محیط درآورد.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که در نفس خود پند دهنده ‏اى نداشته باشد، پندهاى مردم برایش سود ندارد. (1)

به هر حال، کودک براى اجتماعى شدن آماده است، چون در جامعه زندگى مى‏ کند تدریجا با آداب و رسوم و فرهنگ جامعه آشنا مى ‏شود و رفتار خود را با جامعه منطبق مى ‏سازد.

نخستین مرحله ظهور گرایش‏ هاى اجتماعى کودک چند هفته بعد از ولادت و در محیط خانواده شروع مى‏ شود. در برابر رفتار پدر و مادر عکس ‏العمل عاطفى و رفتار اجتماعى نشان مى‏ دهد. وجود جسمانى و نفسانى او در این محیط کوچک رشد مى‏ کند، با چیزهاى فراوانى آشنا مى‏ شود و معلومات زیادى را فرا مى‏ گیرد. تجربیات و عادت‏ ها و اندوخته‏ هاى ذهنى کودک در این زمان در رشد شخصیت او تأثیر به سزائى دارد و براى زندگى آینده ‏اش مهم و سرنوشت ساز خواهد بود. بنابراین، اخلاق و رفتار پدر و مادر و کیفیت زندگى آنان و ارزش‏ هاى حاکم بر خانواده در فرهنگ‏ پذیرى و اجتماعى شدن فرزند تأثیر به سزائى دارد و نباید از این امر مهم غفلت به عمل آید.

دومین مرحله رشد اجتماعى گرایش به بازى‏هاى دسته جمعى و همبازى شدن با کودکان همسن و سال است. شرکت فعال کودک در بازى‏هاى دسته جمعى، او را با افراد و فرهنگ‏ ها و اخلاق و رفتارهاى جدید که در واقع از خانواده ‏هاى دیگر سرچشمه مى‏ گیرد آشنا مى‏ سازد. امکانات و استعدادهاى ذاتى و تجربیات و اندوخته‏ هاى سابق خود را، در جمع هم بازى‏ ها به کار مى‏ بندد و شخصیت اجتماعى خود را ابراز مى‏ دارد، تعاون و همکارى و رعایت مقررات اجتماعى را عملا در جمع هم بازى‏ ها فرا مى‏ گیرد. جامعه ‏پذیرى او تقویت مى‏ شود و براى شرکت در جامعه بزرگ تر و مسؤولیت‏ پذیرى آماده مى‏ گردد. دوران بازى و نوع بازى‏ ها و اسباب بازى‏ ها و اخلاق و رفتار همبازى ‏ها و تعداد گروه هاى هم بازى، در تربیت اجتماعى کودک و رشد شخصیت او تأثیر به سزایى دارد.

نوع بازى و اخلاق و رفتار و هم بازی ها در این میان از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است. مراقبت اولیاء و مربیان از بازی هاى کودکان امرى است مهم و ضرورى و نباید مورد غفلت قرار گیرد. اسلام نیز به اولیاء و مربیان توصیه مى‏ کند که به کودکان اجازه دهند هفت سال بازى کنند .

حضرت امام صادق علیه السلام: به فرزندت اجازه بده هفت سال بازى کند. (2)

سومین و مهمترین جایگاه تربیت اجتماعى و فرهنگ ‏پذیرى کودک و نوجوان و جوان محیط مدرسه و در جمع کثیرى از همسالان و از خانواده‏ هاى مختلف است. محیط مدرسه گرچه محیط کسب و کار و زندگى رسمى محسوب نمى‏ شود، ولى با محیط خانواده و محیط بازى تفاوت‏ هاى فراوانى دارد. در اینجا با شخصیت‏ هاى دانشمند و محترمى سر و کار پیدا مى‏ کند. در این محیط جدید نظم و انضباط برقرار است و آزادى‏ هاى سابق کودک محدود مى‏ شود. با برنامه‏هاى متنوع درسى حساب شده ‏اى مواجه مى‏ شود که او را با علوم و افکار و عقائد و فرهنگ و آداب و رسوم جامعه بزرگ آشنا مى‏ سازد. با کودکان دیگر سر و کار پیدا مى ‏کند، که از خانواده‏ هاى مختلف و داراى افکار و اخلاق و رفتار و زندگى‏ هاى گوناگون هستند. در اجتماع مدرسه عملا با زندگى اجتماعى مسالمت‏آمیز و رعایت حقوق دیگران و احترام به قوانین و مقررات اجتماعى آشنا مى‏ شود.

نظام ویژه آموزش و پرورش، برنامه‏ هاى علمى و اجتماعى، اخلاقى و رفتار اجتماعى مدیر و معلمان مدرسه، در کیفیت تربیت اجتماعى کودک و آماده شدنش براى شرکت در اجتماع بزرگ ترها و قبول مسؤولیت‏ ها نقش بسیار بزرگى را ایفا مى‏ کند که نباید مورد غفلت قرار گیرد.

در طى مراحل سه گانه سابق به انضمام نقش مهم رسانه ‏هاى جمعى رادیو، تلویزیون، روزنامه‏ ها، مجلات، کتاب‏ ها، فیلم‏ ها، معاشرت با بزرگ ترها، جو عمومى حاکم بر اجتماع، شخصیت اجتماعى و فرهنگى کودک و نوجوان شکل مى‏ گیرد و براى زندگى در جامعه بزرگ آماده مى‏ شود.

حرکت فرهنگ‏ پذیرى فرد بعد از ورود در جامعه در اثر قبول مسئولیت‏ ها و معاشرت با افراد و معیت‏ هاى مختلف و استفاده از کتاب ‏ها و رسانه‏ هاى عمومى و تجربه‏ها و آموخته‏ هاى زندگى همچنان تداوم دارد و غالبا تا پایان زندگى ادامه خواهد یافت، بنابراین، تربیت اجتماعى فرد را باید یک امر مستمر و مداوم به شمار آورد.

با توجه به نقش بسیار مهم جامعه در کیفیت فرهنگ‏ پذیرى و تربیت‏ هاى اجتماعى کودکان و جوانان به امور زیر توصیه مى‏ شود:

  1. ضرورت اصل اجتماعى شدن و پرورش و تقویت گرایش‏ هاى اجتماعى فرد و تشویق او به معاشرت با اشخاص و گروه‏ ها و شرکت در اجتماعات.
  2. پاکسازى محیط جامعه از آلودگى ‏ها و مفاسد اخلاقى و اجتماعى.
  3. نشان دادن و معرفى الگوهاى صالح و خوش اخلاق و نیکوکار.
  4. کمک فرد در انتخاب دوستان صالح و بر حذر داشتن او از دوستى و معاشرت با افراد ناصالح و بد رفتار.
  5. تنظیم و تدوین برنامه‏ هاى صحیح اجتماعى و اخلاقى براى تدریس در مدارس و استفاده از معلمین صالح و خوش اخلاق.
  6. اصلاح و تکمیل برنامه‏ هاى صدا و سیما و تهذیب آنها از برنامه ‏ها و تصویرهاى بدآموز .
  7. آموزش مسائل تربیتى به خانواده‏ها و اصلاح روابط پدران و مادران.

با رعایت امور مذکور مى‏ توان به تربیت اجتماعى صحیح کودکان کمک کرد.

اسلام نیز نسبت به اصل اجتماعى شدن انسان و تشویق به گرایش به اجتماع توصیه و تأکید دارد پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرموده: رأس عقل، بعد از ایمان، دوستى و معاشرت با مردم و خیر رساندن به همه انسان‏ ها، خوب و بد، است. (3)

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: با مردم ارتباط و معاشرت داشته باشید و به آنان احسان کنید و از دورى و قطع رابطه اجتناب نمایید. (4)

حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: با یکدیگر ارتباط داشته باشید و به هم نیکى کنید و دلسوز و مهربان باشید، همانگونه که خدا فرموده، برادر نیکوکار باشید. (5)

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: بهترین مؤمنان کسانى هستند که محل الفت و معاشرت مؤمنان مى‏ باشند. کسى که نه با دیگران الفت مى‏ گیرد و نه دیگران با او انس و الفت دارند خیرى ندارد. (6)

امام صادق علیه السلام فرمود: مسلمانان وظیفه دارند در پیوند دوستى و تعاون و توجه به همدیگر و مواسات با نیازمندان و ارتباط و عطوفت با یکدیگر، چنان که خدا فرمان داده، جدیت و کوشش نمایید. دلسوز هم باشید و نسبت به آنچه از آنان نمى‏ دانید نگران باشید، چنان که انصار در زمان رسول خدا چنین بودند. (7)

از احادیث مذکور و ده ها حدیث دیگر استفاده مى‏ شود که اسلام نسبت به اصل اجتماعى شدن افراد و پرورش گرایش‏هاى اجتماعى و در نتیجه فرهنگ‏پذیرى و تربیت اجتماعى عنایت دارد و این همان سخنى است که جامعه ‏شناسان مى‏ گویند، با این تفاوت که جامعه‏ شناسان با نظرى وسیع مى‏ گویند: با توجه به این که کودک در آینده ناچار است در جامعه قبیله ‏اى یا میهنى یا نژادى یا زبانى خود و با افراد آن زندگى کند باید به گونه‏ اى تربیت شود که فرهنگ جامعه خود را بپذیرد و با سایر افراد همسو و هماهنگ گردد تا بتواند با آنان زندگى مسالمت‏ آمیز داشته باشد و در این رابطه بین افکار صحیح و غیر صحیح و اخلاق و رفتار خوب و بد فرقى نمى‏ گذارد. هر چه است فرهنگ آن جامعه است و افراد باید آن را بپذیرند.

ولى اسلام انشعابات قومی، قبیله‏اى، منطق ه‏اى، نژادى و زبانى را مردود مى‏ شمارد و پذیرش و پیروى کورکورانه از فرهنگ حاکم بر این جوامع را محکوم مى‏ کند. اسلام خود جامعه خاصى را تأسیس نموده و فرهنگ ویژه ‏اى را معرفى کرده است. جامعه اسلامى بر پایه ایمان به خداى یگانه و زندگى بعد از مرگ و نبوت استوار گشته است و فرهنگ اسلام نیز بر همین پایه تنظیم شده و از وحى سرچشمه مى‏ گیرد.

اسلام در معارف و مسائل عقیدتى، در اخلاق و ارزش‏ها و ضد ارزش‏ ها، در مسائل اجتماعى در آداب و معاشرت، در ضوابط و مقررات اجتماعى، در فرهنگ و هنر، و غیر این‏ها، آراء و نظرهاى ویژه ‏اى دارد که مجموعا فرهنگ اسلام را تشکیل مى‏ دهند.

اسلام آمده تا عقاید و فرهنگ مردم را اصلاح و تکمیل کند، با افکار غلط، اخلاق، رفتار و عادت‏هاى زشت مبارزه کند و افکار صحیح و اخلاق و رفتارهاى نیک را جایگزین سازد، فرهنگ‏ سازى در متن رسالت پیامبر اسلام قرار دارد، از عموم مسلمانان مى‏ خواهد که از آلوده شدن به مفاسد اخلاقى و اجتماعى اجتناب نمایند و فرهنگ عالى اسلام را بپذیرند و شخصیت خود و فرزندانشان را بسازند و پرورش دهند.

اسلام عموم مسلمانان جهان را یک جامعه و یک امت مى‏ داند. هر یک از مسلمانان فردى از جامعه بزرگ اسلام بلکه به منزله عضوى از پیکر اسلام محسوب مى‏ شود.

در قرآن مى‏ فرماید: این امت یگانه شما است و من پروردگار شما هستم پس مرا پرستش کنید . (8)

و مى‏ فرماید: شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدید آمدید، امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنید و به خدا ایمان دارید. (9)

و مى ‏فرماید: شما را امت وسط قرار دادیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد. (10)

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: مثل مؤمنین در دوستى و دلسوزى و مهربانى با یکدیگر مثل پیکر واحد است که هر گاه عضوى از آن به درد آید سایر اعضا با بی خوابى و تب با عضو دردمند همکارى مى‏ نمایند. (11)

بنابراین، هر مسلمان به امت بزرگ اسلامى وابسته است و نمى‏ تواند نسبت به اوضاع عموم جامعه اسلامى بى‏ تفاوت باشد. پیامبر اسلام صلى الله علیه و اله فرموده‏ اند: هر که نسبت به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد مسلمان نیست. و هر کس صداى استغاثه مسلمانى را بشنود و به یارى او نشتابد مسلمان نیست. (12)

بلکه اسلام عموم مؤمنین را از یک خانواده مى‏ شمارد که رهبر به منزله پدر و افراد به منزله خواهر و برادر هستند در قرآن مى‏ فرماید: همانا که مؤمنین برادرند، پس بین برادرانتان اصلاح کنید و از خدا بترسید تا مورد رحمت قرار گیرید. (13)

امام صادق علیه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان و به منزله چشم او و آینه و راهنماى اوست. به وى خیانت نمى‏ کند و او را فریب نمى‏ دهد و ستم روا نمى ‏دارد و به او دروغ نمى‏ گوید و غیبت نمى‏ کند. (14)

اگر اسلام عموم مسلمانان جهان را یک جامعه و یک امت مى‏ داند مسلمانان وظیفه دارند دیدگاه خود را نسبت به جامعه تغییر دهند خود را وابسته به جامعه بزرگ اسلام بدانند، به مجد و عظمت و قدرت و شوکت آن بیندیشند و در برابر دشمنان از آن دفاع نمایند. عزت و شوکت جامعه بزرگ اسلامى را عزت خود و ضعف و ناتوانى آن را ضعف خود بدانند.

نکته مذکور یکى از امتیازات اسلام به شمار مى‏ رود که در اجتماعى کردن کودکان و نوجوانان و جوانان و حتى بزرگسالان باید منظور نظر اولیاء و مربیان باشد و در تربیت اجتماعى در خانواده و در برنامه ‏ریزى در مدارس مورد عنایت دانشمندان علوم تربیتى قرار گیرد. روحیه گرایش به جامعه بزرگ اسلامى را در افراد به وجود آورند و پرورش دهند و جامعه‏ پذیرشان سازند. فرهنگ و افکار و ارزش‏ هاى اصیل اسلام را زنده کنند و افراد را به سوى آنها دعوت نمایند.

اسلام در مورد جامعه دید وسیع‏ترى نیز دارد. همه انسان‏ها را بندگان خدا مى‏داند و احسان و خدمت و سودرسانى به آنان را یک ارزش بزرگ محسوب مى‏دارد.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: انسان‏ها روزى‏ خوار خدا هستند، پس بهترین مردم کسى است که نفعش بیشتر به مردم برسد. (15)

از پیامبر سؤال شد که محبوبترین مردم نزد خدا کیست؟ فرمود: کسى که بیشتر از همه نفعش به مردم برسد. (16)

امام صادق علیه السلام فرمود: خدا بندگانى دارد که مردم در حوائجشان به آنان پناه مى‏ برند اینان کسانى هستند که در روز قیامت از عذاب خدا در امان خواهند بود. (17)

کوتاه سخن این که در تربیت اجتماعى باید به امور زیر توجه شود:

  1. از دیدگاه اسلام عموم مسلمانان جهان یک امت و داراى اهداف و منافع مشترک هستند. فرد فرد مسلمانان باید خود را وابسته به این جامعه بزرگ بداند و نسبت به مصالح عمومى امت اهتمام داشته باشد.
  2. اسلام همه مردم را بنده و روزیخوار خدا مى‏داند و خدمت به آنان را یکى از ارزش‏هاى بزرگ مى‏ شمارد.
  3. عمل انسان در صورتى ارزشمند است که به قصد قربت و براى جلب رضاى خدا باشد، نه جلب منافع شخصى یا تعصبات قومى یا نژادى یا وطنى.
  4. اسلام در ابعاد مختلف زندگى انسان فرهنگ ویژه‏اى دارد. و تربیت اجتماعى باید هماهنگ با آن باشد.
  5. مسلمانان وظیفه دارند با فرهنگ متعالى اسلام خود را پرورش دهند و به کمال برسانند، و جامعه اسلامى را از فرهنگ ضد اسلامى پاکسازى نمایند.

 

حضرت آیت الله ابراهیم امینی

 

پى ‏نوشت ها:

1- قال ابو عبدالله علیه السلام: من لم یجعل له من نفسه واعظا فان مواعظ الناس لن تغنى عنه شیئا، بحار، ج 70، ص .70

2- عن ابى عبدالله علیه السلام قال: دع ابنک یلعت سبع سنین، وسائل، ج 15، ص .193

3- قال رسول الله صلى الله علیه و آله: رأس العقل بعد الایمان التودد الى الناس و اصطناع الخیر الى کل احد، بر او فاجر، بحار، ج 74، ص .392

4- قال امیر المؤمنین علیه السلام: علیکم بالتواصط و التباذل و ایاکم و التدابر و التقاطع، بحار، ج 74، ص .40

5- قال ابو عبدالله علیه السلام: تواصلوا و تباروا و تراحموا و کونوا اخوة بررة کما امرکم الله. بحار، ج 74، ص .399

6- قال رسول الله صلى الله علیه و آله: (فى حدیث) و خیر المؤمنین من کان مألفه للمؤمنین و لا خیر فیمن لا یألف و لا یؤلف، بحار، ج 74، ص .393

7- عن ابى عبدالله علیه السلام قال: یحق على المسلمین الاجتهاد فى التواصل و التعاون على التعاطف و المواسات لاهل الحاجه، و تعاطف بعضهم على بعض، کما امرکم الله عز و جل : «رحماء بینهم» متراحمین مغتمین لما غاب عنکم من امرهم، على ما مضى علیه الانصار على عهد رسول الله صلى الله علیه و آله، کافى، ج 2، ص .175

8- ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون، انبیاء، آیه .92

9-کنتم خیر امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله، آل عمران، آیه .110

10-و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء على الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا. بقره، آیه .143

11-قال رسول الله صلى الله علیه و آله: مثل المؤمنین فى توادهم و تراحمهم و تعاطفهم مثل الجسد، اذا اشتکى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر و الحمى، صحیح مسلم، ج 4، ص .1999

12-قال رسول الله صلى الله علیه و اله: من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس منهم، و من سمع رجلا ینادى یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم، کافى، ج 2، ص 164

13-انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم و اتقوا الله لعلکم ترحمون، حجرات، آیه .10

14-قال ابو عبدالله علیه السلام: المسلم اخو المسلم هو عینه و مرآته و دلیله، لا یخونه و لا یخدعه و لا یظلمه و لا یکذبه و لا یغتابه، کافى، ج 2، ص .166

15-قال رسول الله صلى الله علیه و آله: الخلق عیال الله تعالى فاحب الخلق الى الله من نفع عیال الله، بحار، ج 74، ص .316

16-سئل رسول الله صلى الله علیه و اله: من احب الناس الى الله؟ قال: انفع الناس للناس . بحار، ج 74، ص .339

17-قال الصادق علیه السلام: ان لله عبادا من خلقه یفزع العباد الیهم فى حوائجهم اولئک هم الامنون یوم القیامة، بحار، ج 74، ص .318

 

8/11/2018 8:57:09 AM