S
Header
کد خبر : 62881

کرامت انسانی در قرآن

سرویس اخبار
بدون تردید یکی از مهم ترین موضوعات قرآنی، حول محور انسان و ویژگی های او سیر می کند. در واقع آن گونه که قرآن انسان را ترسیم نموده، در هیچ جایی به چنین نحوی، جنبه های متفاوت و کرامت انسانی در نظر گرفته نشده است.
پنج‌شنبه 11 مرداد 1397 ساعت 07:06
حوزه نمایندگی ولی فقیه در هلال احمر
کرامت انسانی در قرآن بدون تردید یکی از مهم ترین موضوعات قرآنی، حول محور انسان و ویژگی های او سیر می کند. در واقع آن گونه که قرآن انسان را ترسیم نموده، در هیچ جایی به چنین نحوی، جنبه های متفاوت و کرامت انسانی در نظر گرفته نشده است. http://Media.nvhelal.ir//Image/2018/08/201808108814162107_Thum.jpg کرامت,انسانی,در,قرآن nvhelal

در حقیقت در بین مخلوقات، انسان از ویژگی های بسیار متمایزی برخوردار است که به احسن الخالقین خطاب شده است.

در قرآن و در آغاز، به خلقت انسان و سیر طبیعی آفرینش او اشاره می شود که چگونه انسان به دنیا آمد، بعد از آن که به آفرینش زمین و آسمان اشاره می شود، به این مطلب تاکید می نماید که:

و لقد خلقنا الانسانَ من صَلصالٍ من حمأ مسنون

و همانا ما انسانی را از گل و لای سالخوردة تغییر یافته آفریدیم .

آن گاه بعد از آن که در آیات مختلفی به خلقت او می پردازد به نتیجه این آفرینش اشاره می کند که:

لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم

که ما انسان را در (مقام) احسن تقویم (نیکوترین مراتب صورت وجود) بیافریدیم.

در حقیقت از میان مخلوقات گوناگون الهی، این انسان است که دارای ویژگی های ممتازی است که مقام خلیفه الهی را در میان موجودات از آن خود کرده است. اگرچه در این جا، خلافت الهی برای نخستین انسان، یعنی حضرت آدم(ع) ثابت شده، اما منحصر در ایشان نبوده است و عمومیت داشته و شامل انسان های بعد از او نیز می شود.

برای عمومیت این منظور الهی می توان به آیه دیگری در این باره اشاره کرد که خداوند می فرماید:

هو الذی جعلکم خلائف فی الارض.

البته در این مورد که چه کسانی از فرزندان آدم می توانند به این مقام برسند، آنهایی که علم اسماء را دارا بوده و به آن متصف گشته اند؛ هم چون پیامبران الهی و ائمه معصومین.

علاوه بر مقام خلافت الهی، خداوند به انسان عظمت و شرافت دیگری بخشیده و آن دمیدن روح خود در او بوده است بعد از آن که او را (انسان را) در نیکوترین وجه و زیباترین ترکیب آفرید:

و نفخت فیه من روحی.

این که خداوند از روح خود در انسان می دمد، نشان گر شرافت و قداست این مخلوق الهی است و به عبارت دیگر همین روح دمیده شده در آدم او را سزاوار و شایستة تقدیس و تکریم فرشتگان ساخته است.

چنان که از قرآن برداشت می گردد، امر به سجده فرشتگان بر آدم، بعد از تکمیل آفرینش انسان و دمیده شدن روح در او صادر شده است و این گویای شرافت انسان است؛ چرا که فرشتگانی که مقربان درگاه الهی بودند، موظف به سجده در برابر او شدند و یکی از آنها (ابلیس) با تمام سوابق بندگی و منزلتی که در نزد حق تعالی داشت، بر اثر عدم اطاعت دستور الهی و سرپیچی از فرمان او و سجده نکردن بر انسان برای همیشه از درگاه الهی رانده شد و از مقام خود سقوط کرد.

کرامت در لغت یعنی گرامی داشتن و بزرگداشت دیگران(افرام) کرامت و عزت و بزرگواری جزئی از سرشت انسان است . این است که اگر انسان خود را آنچنان که هست بیابد کرامت و عزت می یابد.

قرآن در ارتباط با کرامت انسانی دو گونه تعبیر دارد: در بخشی از آیات قرآن، از کرامت و ارجمندی انسان و برتری او بر دیگر موجودات سخن به میان آمده و در برخی، انسان، نکوهش و حتی بحث فروتر بودن او از حیوانات مطرح شده است.

در سورة اسراء، تکریم خداوند نسبت به بنی آدم و برتری آنها بر بسیاری از مخلوقات مطرح می شود:

و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلنا هم علی کثیرٍ ممّن خلقنا تفضیلا

فرزندان آدم را حقیقتاً گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا بر نشاندیم و از چیزهای پاک به ایشان روزی دادیم و بر بسیاری از آفریده های خود، آنان را به گونه ای برجسته برتری دادیم .

هم چنین در آیات دیگری بر این مسئله تأکید شده که آن چه در آسمان و زمین است، برای انسان مسخر گشته و یا این که برای او خلق شده است:

الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض و اسبغَ علیکم نعَمَهُ ظاهرهً و باطنه

آیا مشاهده نکرده و نیاندیشیدند که به راستی خداوند آن چه را در آسمان ها و زمین است برای شما مسخر ساخته و نعمت های آشکار و پنهان خود را به طور کامل بر شما فرو ریخت .

اینها همه نشان گر کرامت، شرافت و برتری انسان بر سایر موجودات و مخلوقات هستی است.

پس کرامت انسان در اطاعت خداست. باید به انسان آموخت که جز در برابر حق تعالی سر خم نکند و جز او را بندگی ننماید تا گوهر کرامتش آسیب نبیند و به رشد و کمال خود برسد. انسان با اطاعت خدای کریم به اعتلای روحی می رسد و از پستی و فرومایگی پاک می شود.

کرامت حقیقی در اطاعت و بندگی حق تعالی است و آن مزیتی که مزیت حقیقی است و آدمی را بالا می برد و به سعادت حقیقی اش که همان زندگی پاک و ابدی در جوار رحمت پروردگار می رساند، پروا داشتن از خدا و پاس داشتن حرمت های الهی و تقوا پیشه کردن است.

 خدای سبحان تقوا را راه تحصیل کرامت معرفی کرده و باکرامت ترین مردمان را با تقواترین آنها می داند و می فرماید:

ان اکرمکم عندالله اتقیکم

به درستی که گرامی ترین شما نزد حق تعالی پرهیزگارترین شماست

کرامت انسانی

بدون تردید یکی از مهم ترین موضوعات قرآنی، حول محور انسان و ویژگی های او سیر می کند. در واقع آن گونه که قرآن انسان را ترسیم نموده، در هیچ جایی به چنین نحوی، جنبه های متفاوت و کرامت انسانی در نظر گرفته نشده است.

در حقیقت در بین مخلوقات، انسان از ویژگی های بسیار متمایزی برخوردار است که به احسن الخالقین خطاب شده است. حق کرامت یا حرمت داشتن اشخاص در جامعه همانند حق حیات از موارد بسیار مهم در زندگی اجتماعی است.

انسان یک موجود اجتماعی است و هنگامی می تواند به رشد و تکامل مورد نظر خویش برسد که بتواند از مواهب و نعمات الهی اعم از مادی و معنوی فردی و اجتماعی استفاده کند لذا برای ایجاد بستر مناسب جهت تکامل انسان در درجه نخست بایستی حرمت و احترام اجتماعی انسان که نیاز طبیعتی و فطری اوست صیانت گردد و مورد تحقیر واقع نشود.

انسانی که هتک حرمت شود و مورد انواع و اقسام توهین ها قرار گیرد فاقد شخصیت خواهد شد و دچار تزلزل و نا امیدی می گردد. در مرحله بعد بایستی این امکان برای همه انسان ها فراهم شود که بتوانند از امکانات و نعمات موجود در راستای نیل به تعالی و کمال مطلوب بهره گیرند.

انسان در قرآن

در قرآن در آغاز به خلقت انسان و سیر طبیعی آفرینش او اشاره می شود که چگونه انسان به دنیا آمد بعد از آن که به آفرینش زمین و آسمان اشاره می شود، به این مطلب اشاره می نماید که:

و لقد خلقنا الانسانَ من صَلصالٍ من حمأ مسنون

و همانا ما انسانی را از گل و لای سالخوردة تغییر یافته آفریدیم

آن گاه بعد از آن که در آیات مختلفی به خلقت او می پردازد به نتیجه این آفرینش اشاره می کند که

لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم

که ما انسان را در (مقام) احسن تقویم (نیکوترین مراتب صورت وجود) بیافریدیم .

در حقیقت از میان مخلوقات گوناگون الهی، این انسان است که دارای ویژگی های ممتازی است که مقام خلیفه الهی را در میان موجودات از آن خود کرده است.

انسان موجودی است که تمام هستی در او ادغام شده، به گونه ای که مرحوم صدرالمتألهین در اسفار می فرمایند که انسان، نمونه ای از مجموعه اسفل السافلین تا اعلی علیّین است؛ در حالی که موجودات دیگر، هر یک تنها در محدوده خاصی قرار دارند(صدر المتألهین(

 در واقع، انسان، کمالات تمامی مراتب و عوالم، از ماده و گیاه و حیوان تا عالم عقول و ملائکه و ماورای تجرّد را داراست و این همان تعبیری است که انسان را احسن تقویم می دانست که بهترین نوع معماری در ساختمان او به کار رفته است و انسان آیینة تمام نمای هستی است. فرشتگان در برابر او تعظیم می کنند و ملائک در خدمت او در می آیند: خلق لکم ما فی الارض جمیعا؛ همة موجودات زمین را برای شما خلق کرد.

قرآن در عالی ترین تعبیر خود راجع به انسان او را خلیفه خدا در زمین معرفی می کند: انی جاعلٌ فی الارض خلیفه؛ من در زمین خلیفه خواهم گماشت .

گرچه در این جا خلافت الهی برای نخستین انسان، یعنی حضرت آدم(ع) ثابت شده، اما منحصر در ایشان نبوده است و عمومیت داشته و شامل انسان های بعد از او نیز می شود.

برای عمومیت این منظور الهی می توان به آیه دیگری در این باره اشاره کرد که خداوند می فرماید:

هو الذی جعلکم خلائف فی الارض

البته در این مورد که چه کسانی از فرزندان آدم می توانند به این مقام برسند، آنهایی که علم اسماء را دارا بوده و به آن متصف گشته اند؛ هم چون پیامبران الهی و ائمه معصومین.

علاوه بر مقام خلافت الهی، خداوند به انسان عظمت و شرافت دیگری بخشیده و ان دمیدن روح خود در او بوده است بعد از آن که او را (انسان را) در نیکوترین وجه و زیباتر ترکیب آفرید: و نفخت فیه من روحی.

این که خداوند از روح خود در انسان می دمد، نشان گر شرافت و قداست این مخلوق الهی است و به عبارت دیگر همین روح دمیده شده در آدم او را سزاوار و شایستة تقدیس و تکریم فرشتگان ساخته است.

چنان که از قرآن برداشت می گردد، امر به سجده فرشتگان بر آدم، بعد از تکمیل آفرینش انسان و دمیده شدن روح در او صادر شده است و این گویای شرافت انسان است؛ چرا که فرشتگانی که مقربان درگاه الهی بودند، موظف به سجده در برابر او شدند[15] و یکی از آنها (ابلیس) با تمام سوابق بندگی و منزلتی که در نزد حق تعالی داشت، بر اثر عدم اطاعت دستور الهی و سرپیچی از فرمان او و سجده نکردن بر انسان برای همیشه از درگاه الهی رانده شد و از مقام خود سقوط کرد.

البته باید به این مطلب اشاره نمود که رشد واقعی انسان ها در پناه ایمان به دست می آید.

به عبارت دیگر، انسانی که از روح خداوند در او دمیده شده و شایسته مقام خلیفه الهی و سجود فرشتگان است، تنها در سایه ایمان است که می تواند به رشد واقعی برسد:

فلیستجیبوالی و لیومنوا بی لعلهم یرشدون

اجابت از من بخواهند و به من ایمان بیاورند، شاید که به رشد برسند

و در آیات دیگری با همین مضمون به این مطلب اساسی اشاره می کند:

فمن اَسْلَم فاولئک تحروّا رشدا

آنان که اسلام آوردند، نهایت کوشش را کرده و به رشد خویشتن رسیده اند.

معنای لغوی کرامت

کرامت در لغت یعنی گرامی داشتن و بزرگداشت دیگران (افرام) کرامت و عزت و بزرگواری جزئی از سرشت انسان است . این است که اگر انسان خود را آنچنان که هست بیابد کرامت و عزت می یابد.

معنای اصطلاحی کرامت

منظور از کرامت این است که انسان دارای حرمت است و حق دارد در جامعه به طور محترمانه زیست کند و کسی حق ندارد با گفتار و رفتار خویش حیثیت او را با خطر مواجه سازد. هم چنین قوه مقننه در تدوین قانون و قوه مجریه در اجرای قانون باید به گونه ای عمل کنند که موجب بی حرمتی به شخص مجرم نگردد. احترام به انسان در جامعه به عنوان یک اصل مورد پذیرش اسلام بوده و در این خصوص تاکیدات فراوانی صورت پذیرفته است .

در روایات بسیاری آمده که هر کس مومنی را تحقیر نماید به ذات کبریائی خداوند اهانت نموده و با او اعلام جنگ نموده است.

کرامت انسان در قرآن

قرآن در ارتباط با کرامت انسانی دو گونه تعبیر دارد: در بخشی از آیات قرآن، از کرامت و ارجمندی انسان و برتری او بر دیگر موجودات سخن به میان آمده و در برخی، انسان، نکوهش و حتّی بحث فروتر بودن او از حیوانات مطرح شده است.

در سورة اسراء، تکریم خداوند نسبت به بنی آدم و برتری آنها بر بسیاری از مخلوقات مطرح می شود:

و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلنا هم علی کثیرٍ ممّن خلقنا تفضیلا

فرزندان آدم را حقیقتاً گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا بر نشاندیم و از چیزهای پاک به ایشان روزی دادیم و بر بسیاری از آفریده های خود، آنان را به گونه ای برجسته برتری دادیم .

در سورة تین و مؤمنون نیز از این که انسان در بهترین نوع خلق شده، سخن گفته شده است:

لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم

حقیقتاً ما انسان را در بهترین بنیان آفریدیم،

فتبارک الله احسن الخالقین

خجسته و پر برکت باد بر خداوند که بهترین آفریننده است.

همچنین در آیات دیگری بر این مسئله تأکید شده که آن چه در آسمان و زمین است، برای انسان مسخر گشته و یا این که برای او خلق شده است

الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض و اسبغَ علیکم نعَمَهُ ظاهرهً و باطنه

آیا مشاهده نکرده و نیاندیشیدند که به راستی خداوند آن چه را در آسمان ها و زمین است برای شما مسخر ساخته و نعمت های آشکار و پنهان خود را به طور کامل بر شما فرو ریخت .

اینها همه نشان گر کرامت، شرافت و برتری انسان بر سایر موجودات و مخلوقات هستی است.

انواع کرامت انسانی از دیدگاه قرآن شامل کرامت تکوینی و کرامت اکتسابی است.

کرامت تکوینی

با توجه به مطالب گذشته، به این نتیجه رسیدیم که قرآن برای حضرت آدم به منزله نمونه یک انسان کامل، منزلت ها و برتری هایی را قرار داده است و هم چنین بیان شد که این امتیازات اختصاص به آدم نخستین ندارد، بلکه هر یک از انسان ها و فرزندان آدم که بتوانند به مقام انسان کامل برسند، شایسته این امتیاز و مقام برتر در نزد پروردگار می شوند.

در حقیقت، مراد از کرامت تکوینی یا ذاتی این است که خداوند انسان را به گونه ای خلق کرده که در مقایسه با سایر موجودات دارای مزایای بیشتری است. در واقع این نوع کرامت ناشی از توجه ویژه خداوند به انسان است و تمام انسان ها از این مقام برخوردارند، یعنی انسان چه بخواهد و چه نخواهد از این کرامت تکوینی برخوردار است.

البته در موارد متعددی، قرآن، انسان را شایسته کرامت و فضیلت برتر از این مقدار نیز می داند و آن را در سایة مبارزة پیوسته با نفس اماره و شیطان وسوسه گر می داند. چنان که در مطالب پیشین نیز گذشت بعضی از آیات قرآن بر کرامت تکوینی انسان دلالت دارند از جمله آیات 4 از سورة تین، آیة 14 سورة مومنون و آیه 70 سورة اسراء.

نتیجه این که کرامت تکوینی به آن دسته از شایستگی های ذاتی و استعدادهای انسانی اطلاق می گردد که می تواند در معرض هدایت و تربیت تعالیم آسمانی پیامبران قرار گیرد و باعث رشد و صعود انسان به مراتب کمال و مقامات والای انسانی شود و انسان را تا سر حدّ فرشته شدن و بالاتر از آن تعالی بخشد، بنابراین می توان گفت که کرامت تکوینی عبارت است از: برخورداری از شرافت وجودی نشأت گرفته از روح مقدس خدایی.

البته در مورد تفاوت کرامت با فضیلت، علامه طباطبایی، می فرمایند:

هر یک از دو کلمه تفضیل و تکریم، ناظر به یک دسته از موهبت های الهی است که به انسان داده شده است؛ تکریمش به دادن عقل است که به هیچ موجود دیگری داده نشد، و انسان به وسیلة آن خیر را از شر و نافع را از مضر و نیک را از بد تمیز می دهد... تفضیل انسان بر سایر موجودات به این است که از آن چه که به آنها داده، سهم بیشتری به انسان داده است.

اما در مورد این که کرامت انسانی ناشی از چیست و مظاهر کرامت تکوینی چه مواردی هستند، گفته اند که مظاهر کرامت انسان در قوه، عقل، آزادی اراده و سایر ویژگی های متمایز او از موجودات دیگر است.

در واقع بزرگ ترین ویژگی انسان در دو مورد است: عقل و اختیار. و انسان با کمک قوه عقل و ارادة خود می تواند به درجات بالاتر نایل آید.

کرامت اکتسابی

در قرآن بعد از ذکر آیاتی که دلالت بر کرامت تکوینی انسان می کردند، به آیاتی نیز دربارة  کرامت اکتسابی یا اختیاری انسان نیز اشاره می شود.

منظور از کرامت اختیاری، دست یابی انسان به کمالات و ویژگی هایی است که با اختیار و ارادة انسان حاصل می شود. بر خلاف کرامت تکوینی که در وجود انسان ها نهفته بود، در این جا تلاش و سعی انسان به منزله پلی برای رسیدن به درجات بالاتر ایفای نقش می کند. در حقیقت انسان ها استعداد رسیدن به کمالات را دارند، ولی برخی با اختیار و ارادة خود به آن دست می یابند و برخی دیگر راه مقابل را طی می کنند که به اسفل السافلین چارپایان منجر می گردد.

در این دو تعبیر، به سبب آن که آنها (برخی انسان ها) عقل و اندیشه خود را به کار نبسته اند به این راه ختم شده اند. اما آیاتی که دالّ بر کرامت اکتسابی است، عبارتند از: ان اکرمکم عند الله اتقیکم؛ به راستی که گرامی ترین شما در پیشگاه خداوند،  با تقواترین شماست

و یا آیاتی که بعد از نفی کرامت اکتسابی، برخی از انسان ها را از آن استثنا می نماید.

ان الانسان لفی خسر. الا الذین آمنوا

ان الانسان خلق هلوعا... الا المصلین.

از آن جا که تنها معیار کرامت در نزد خداوند، تقواست و راه رسیدن به او همان تقوا پیشه کردن است؛ در نتیجه باید گفت که کرامت انسان دارای حد و حدودی نیست؛ چرا که تقوا که پایه و اساس کرامت است، محدود نیست.

و هم چنین با توجه به این که خداوند تقوا را به خودش نسبت داده است، و بر اساس آیات قرآن، هر چه در نزد خداست، زوال ناپذیر است؛ بنابراین با توجه به ثبات خدا، کرامت انسان نیز پایدار و ثابت است، ولی برای رسیدن به کرامت اکتسابی باید تلاش کند و تقوا پیشه نماید.

البته در خاتمه بحث باید به برخی از تفاوت های کرامت تکوینی و کرامت اکتسابی اشاره گردد:

الف) کرامت تکوینی، کمال انسان به حساب می آید، ولی ارزش اخلاقی ندارد، اما کرامت اکتسابی جزء کمالات انسان بوده و ارزش اخلاقی محسوب می شود

ب) کرامت تکوینی، مقدمه ای برای رسیدن به کرامت اکتسابی به شمار می رود؛ بنابراین ارزش کرامت اکتسابی بیشتر است و ... که می توان با مقایسه آیات کرامت تکوینی و اکتسابی بدان دست یافت.

درجات کرامت

همه انسانها در برخورداری از کرامت یکسان نیستند وبا همدیگر متفاوتند. به همان دلیلی که کرامت را متغیر و زوال پذیر دانستیم می توانیم بگوییم که هر دو نوع کرامت دارای درجات و مراتب می باشد ، زیرا به نسبت تلاش و کوشش انسان می تواند کمرنگ یا پررنگ شود . استاد علامه محمد تقی جعفری کرامات را دارای 6 درجه و مرتبه می داند که به طور اختصار عبارتند از:

  1. انسان طبیعی اولی که رشد شخصیتش به مرحله ای نرسیده که ضرورت و شایستگی های زندگی مستند به اصل و قانون را درک نماید و بپذیرد و بر مبنای آن زندگی کند ، او از انسانیت فقط کالبد جسمانی را دارد و مغز ناشکفته و شخصیت در حال بذری که در مزرعه وجودش کاشته شده است
  2.  انسان در مرحله دوم با رشد نسبی شخصیت می تواند دیگر انسانها را نیز مانند خود درک کند و زندگی خود را بر مبنای اصول و قوانینی قرار دهد و هماهنگی با زندگی دیگر انسانها را می پذیرد و برای مراعات حال دیگران در درون خود احساس تعهد می کند .
  3.  انسان در مرحله سوم می تواند موجودیت خود را با استناد به آغاز و انجام معنی دار هستی تفسیر معقول نماید و معتقد است وجود او از مبدائی بی نیاز و توانا سرچشمه گرفته است و باید در این دنیا از اراده آن مبدأ که به وسیله عقل و وجدان درک می شود و به نفع مردم است ، پیروی کنند .
  4.  انسان در مرحله چهارم از نمایندگان خدا در روی زمین که پیامبران نامیده می شوند نیز تبعیت می کند . پیامبرانی که اراده خدا را در باره خلقت و انسان برای انسانها تبلیغ می کنند این گروه از انسانها منحصر در چهار گروهند که عبارتند از یهود –   مسیحی – مجوس و مسلمان .
  5. انسان در مرحله پنجم علاوه بر اینکه سایر ادیان ابراهیمی را قبول دارد ، اسلام را پذیرفته و به آن معتقد می شود و معتقد است که اسلام همان دین الهی است که پیامبران از حضرت نوح به اینطرف آن را تبلیغ کرده اند .
  6. انسان در مرحله ششم ، اسلام را پذیرفته و بدان عمل کرده و کمال او به درجه تقوا رسیده است . مطابق ترجمه آیه کریمه : ان اکرمکم عندا... اتقیکم : عالیترین درجه کرامت مخصوص انسانهای با تقوا است .  انسانهای با تقوا کسانی هستند که ذات خود را از آلودگی ها و عوامل تباه کننده حفظ می کنند .تقوا در این تعریف همان صیانت ذات در جاذبه کمال الهی است و تقوا به این معنا در پنج گروه از گروههای شش گانه – به جز گروه اول – قابل وصول است.

حق کرامت قابل اسقاط نیست

حق کرامت همانند حق آزادی و حق حیات به معنای معمول در علم حقوق از نوع حکم است نه حق، زیرا حق قابل نقل و انتقال و اسقاط است اما این حق انسانی از نوع حکم است و بنا بر این هیچ انسانی حق ندارد این موهبت الهی را نقل ؛اسقاط یا سلب کند مثلا کسی حق ندارد از حق حیات در برابر مقداری پول بگذرد و نیز حق ندارد در مقابل مبلغی پول حق کرامت و احترام خود را اسقاط کند.

هیچ کس حق اهانت به کرامت انسانی ندارد

از آنجا که همه انسانها دارای کرامت و شرافت ذاتی هستند بنابر این اگر کسی بخواهد به کرامت و شرافت دیگران اهانت کند نخست کرامت و شرافت ذاتی خود را از دست می دهد و در نتیجه پست تر از حیوانات نیز می گردد.

هیچ نظام حقوقی حق ندارد به بهانه دفاع از آزادی بیان و قلم به کرامت و شرافت انسان ها و مقدسات مقبول و معقول آنها اهانت نماید. بنابر این آزادی بیان و قلم مشروط به عدم اهانت و اخلال به کرامت و شرافت انسانها است . پس کرامت انسانی بر حق آزادی اولویت دارد. . هر چند که حق آزادی از مهم ترین موهبت های خداوندی است که در حرکت به سوی کمالات انسان را کمک می کند. و لذا حضرت علی (ع) می فرماید :

لا تکن عبد غیرک فقد جعلک الله حرّا

از دست رفتن کرامت در صورت نافرمانی الهی

در داستان خلقت آدم و زوجش، به فرمان الهی از نزدیک شدن و خوردن از درختی منع می شوند اما به وسوسه شیطان از این امر الهی سرپیچی کرده و این نافرمانی سبب می شود که برهنه شوند و زشتی هایشان آشکار شود. چنانچه حق تعالی خطاب به آدم می فرماید: "و یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه فکلا من حیث شئتما و لاتقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین؛ ای آدم تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از هر چه می خواهید بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد."

جایگاه کرامت زن و مرد در این خلقت آن قدر بالاست که خداوند آنها را در بهشت در نزدیک قرب خود جای می دهد اما به سبب نافرمانی، ظالم شمرده می شوند و به سبب خوردن از درخت منهی، برهنگی آنها (زشتی هایشان) آشکار می شود و آنها برای پوشاندن خود به چسباندن برگ درختان بهشت می پردازند.

بنابراین نافرمانی امر الهی سبب از دست دادن کرامت نزد پروردگار است و معلوم می شود که ارزش و کرامت انسان به اطاعت از حق تعالی است، چنانکه می فرماید:

فازلهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کان فیه و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو ولکم فی الارض مستقر و متاع الی حین... قلنا اهبطوا منها جمیعا

پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید و از آنچه در آن بودند ایشان را به در آورد، گفتیم: فرود آیید، شما دشمن همدیگر هستید و برای شما در زمین قرارگاه و تا چندی برخورداری خواهد بود.

هبوط به معنی انحدار و پایین آمدن قهری است مثل هبوط و افتادن سنگ و چون در مورد انسان به کار رود بر سبیل استخفاف و سبک شمردن می باشد بر خلاف انزال که درمورد چیزهای شریف استعمال شده، مثل انزال ملائکه و قرآن.

پس کرامت انسان در اطاعت خداست. باید به انسان آموخت که جز در برابر حق تعالی سر خم نکند و جز او را بندگی ننماید تا گوهر کرامتش آسیب نبیند و به رشد و کمال خود برسد. انسان با اطاعت خدای کریم به اعتلای روحی می رسد و از پستی و فرومایگی پاک می شود. کرامت حقیقی در اطاعت و بندگی حق تعالی است و آن مزیتی که مزیت حقیقی است و آدمی را بالا می برد و به سعادت حقیقی اش که همان زندگی پاک و ابدی در جوار رحمت پروردگار می رساند، پروا داشتن از خدا و پاس داشتن حرمت های الهی و تقوا پیشه کردن است.

خدای سبحان تقوا را راه تحصیل کرامت معرفی کرده و باکرامت ترین مردمان را با تقواترین آنها می داند و می فرماید:

ان اکرمکم عندالله اتقیکم

به درستی که گرامی ترین شما نزد حق تعالی پرهیزگارترین شماست

انسان کریم خدایی را که کریم ترین است و کرامت و موهبت اوست، نافرمانی نمی کند و گوهر کرامت را به معصیت نمی آلاید، چنانکه امیرالمومنین(ع) فرمود: من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته، هر که کرامت نفس داشته باشد، شهوات و تمایلات نفسانی نزد او خوار و حقیر است.

نتیجه گیری

با توجه به اهمیت موضوع انسان و بحث انسان شناسی در دنیای معاصر، و نیز جامع الجوانب بودن انسان، کمتر کسی توانسته به تمام ابعاد وجودی انسان دست یابد. اما قرآن که کامل ترین کتاب آسمانی به شمار می رود، از انسان به گونه ای ویژه یاد کرده است.

در این نوشتار بعد از بحث دربارة انسان در قرآن به دو بعد کرامت انسانی در قرآن اشاره گشت.

آیات قرآن از دو نوع کرامت دربارة انسان سخن رانده است: الف) کرامت تکوینی و ب)کرامت اکتسابی . هم چنین با مرور آیات متعددی که دربارة انواع کرامت انسانی ذکر شد، به این نتیجه رسیدیم که تمام انسان ها در قیاس با سایر موجودات از تکریم بیشتری برخوردار گشته اند که همان کرامت تکوینی است و برخی با تقوا و اختیار و تلاش خود به کرامت اکتسابی دست یافته اند که از ارزش بالاتری نسبت به کرامت نوع اول برخوردار است.

اسماعیل عبادی

منابع و مآخذ

  • اخوان‌کاظمی، بهرام .  کرامت انسانی در دولت مهدوی . برداشت از سایت همایش بین المللی دکترین مهدویت به آدرس http://www.intizar.org/vsnb
  •         افرام البستانی. فواد،منجدالطلاب صفحه 475،ترجمه محمد بندر ریگی .
  •   اله‌بداشتی ، علی . مهدویت، حقوق بشر و کرامت انسانی . برداشت از سایت همایش بین المللی دکترین مهدویت به آدرس http://www.intizar.org/vsnb
  •          امام خمینی (ره ) ، چهل حدیث صفحه 58، حدیث سی و چهارم.
  •   دانش پژوه ، مصطفی . فلسفه حقوق . برداشت از سایت http://hoghooghi-feghhi.blogfa.co
  •   در سه، احمد . کرامت انسانی در قرآن کریم .برداشت از سایت http://negah-navin.blogfa.com
  •   رجبی. محمود، انسان شناسی 1385  ، صفحه 154و158، مرکز انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
  •   شیرکش. هیثم ، کرامت انسان در حکومت امام خمینی برداشت از برداشت از سایت روزنامه جمهوری اسلامی به آدرس

http://www.jomhourieslami.com/1385/13851012/13851012_jomhori_islami_12_aghidati.html

  •          صدر المتألهین، اسفار،  ج6، ص 267.

 

8/2/2018 7:06:18 AM