S
Header
fa

فلسفه و جایگاه وجود انسان از منظر قرآن

در میان مخلوقات جهان، انسان جایگاه و ویژگی بسیار ممتازی دارد که دربین همه‌ی موجودات به او برتری بخشیده است. از منظر قرآن کریم، انسان به منظور امتحان و آزمایش که زمینه ساز سعادت حقیقی اوست پا به این جهان گذاشته است تا با حسن اختیار خویش، طریق عبودیّت خداوند را برگزیده و طی کند و از این رهگذر به مقام قرب الهی و خلیفه اللهی نائل گردد و از آنجا که جهان مادّی و موجودات دیگر، تأمین کننده‌ی محیطی ممکن و مناسب برای این امتحان و ابتلا هستند، به تبع وجود انسان خلق شده و جامه‌ی وجود بر تن کرده اند.7/11/2017 12:12:26 PM7/11/2017 12:12:23 PMحوزه نمایندگی ولی فقیه در هلال احمر400600http://Media.nvhelal.ir/Image/2017/07/201707106601605558_Thum.jpg nvhelal
کد خبر : 62577

فلسفه و جایگاه وجود انسان از منظر قرآن

سرویس اخبار
در میان مخلوقات جهان، انسان جایگاه و ویژگی بسیار ممتازی دارد که دربین همه‌ی موجودات به او برتری بخشیده است. از منظر قرآن کریم، انسان به منظور امتحان و آزمایش که زمینه ساز سعادت حقیقی اوست پا به این جهان گذاشته است تا با حسن اختیار خویش، طریق عبودیّت خداوند را برگزیده و طی کند و از این رهگذر به مقام قرب الهی و خلیفه اللهی نائل گردد و از آنجا که جهان مادّی و موجودات دیگر، تأمین کننده‌ی محیطی ممکن و مناسب برای این امتحان و ابتلا هستند، به تبع وجود انسان خلق شده و جامه‌ی وجود بر تن کرده اند.
سه‌شنبه 20 تیر 1396 ساعت 12:12
حوزه نمایندگی ولی فقیه در هلال احمر
فلسفه و جایگاه وجود انسان از منظر قرآن در میان مخلوقات جهان، انسان جایگاه و ویژگی بسیار ممتازی دارد که دربین همه‌ی موجودات به او برتری بخشیده است. از منظر قرآن کریم، انسان به منظور امتحان و آزمایش که زمینه ساز سعادت حقیقی اوست پا به این جهان گذاشته است تا با حسن اختیار خویش، طریق عبودیّت خداوند را برگزیده و طی کند و از این رهگذر به مقام قرب الهی و خلیفه اللهی نائل گردد و از آنجا که جهان مادّی و موجودات دیگر، تأمین کننده‌ی محیطی ممکن و مناسب برای این امتحان و ابتلا هستند، به تبع وجود انسان خلق شده و جامه‌ی وجود بر تن کرده اند. http://Media.nvhelal.ir//Image/2017/07/201707106601605558_Thum.jpg فلسفه,و,جایگاه,وجود,انسان,از,منظر,قرآن nvhelal

خداوند در قرآن کریم انسان را به واسطه‌ی نیروی عقل و اندیشه بر دیگر موجودات برتری داده و به وی کرامت ذاتی بخشیده است، امّا با رجوع به تمامی آیات دراین زمینه مشخّص می شود که کرامت حقیقی انسان، نوعی کرامت اکتسابی است که در سایه‌ی ایمان و عمل صالح و در پیش گرفتن تقوای الهی به دست می آید و همین نوع کرامت است که ملاک حقیقی برتری انسان بر دیگر موجودات است و او را به مقام خلیفه اللهی نائل می کند.

در مورد این مقام باید گفت که مقامی تکوینی بوده و به شاخصه های وجودی و کمالات شخص خلیفه بستگی دارد. لازم به ذکر است که استعداد رسیدن به این مقام در همه‌ی انسان¬ها قرار داده شده ولی تنها کسانی قادر رسیدن به این مقام هستند که با عبودیّت پروردگار، مظهر اسماء ذات الهی گشته و به بالاترین درجات قرب، نائل گردند.

خداوند در آیه 30 سوره مبارکه بقره، انسان را به عنوان خلیفه الله معرفی می کند و براساس آیه 165 سوره انعام، انسان را دارای بالای ظرفیت علمی در میان کل مخلوقات می داند؛ همچنین در سوره مبارکه مومنون می فرمایند فتبارک الله احسن الخالقین، که بابت این خلقت به خود تبریک می گوید.

انسان دارای دو وجود سعادت و شقاوت می باشد - اما شاکراٌ و اما کفورا - یعنی می تواند مسیر خودش را انتخاب کند که یا راه سعادت را پیش ببرد یا راه شقاوت را؛ و این معمای سرشت دوقطبی بودن انسان است؛ جایی به عنوان ارزش و گاهی به عنوان ضد ارزش؛ که این مهم در سوره های مختلف قرآن تاکید شده است که سرشت انسان متفاوت است که نیمی از آن ستودنی ست و نیمی دیگر نکوهیدنی؛ تمام این موارد نشان دهنده این است که انسان با برنامه به وجود آمده است و باید با یک برنامه جامع حرکت کند که خداوند این برنامه جامع را در قالب دین مبین اسلام و قرآن کریم در اختیار انسان ها قرار داده است. که انسان میتواند با الگو قراردادن و عمل کردن به دستورات دین به بالاترین جایگاه برسد و در مقابل آن میتواند طوری زندگی کند که مصداق اسفل السافلین باشد. که به معنای بی جایگاهی انسان است.

خداوند در قرآن کریم به کرامات و شرافت انسانى اهمیت بسیاری داده است و در آیات متعددی آن را به عناوین مختلف بیان کرده است:

برترى انسان بر تمام موجودات را با توجه به اختیار انسان چنین بیان می کند

مکتبى مى تواند براى انسان اصالت قایل شود که او را ترکیبى از تن و روان، از ماده و معنى، از فنا و بقا بداند و اصولاً مجموع جهان را تألیفى از ملک و ملکوت بیندیشد، وچهره ظاهرى اشیا او را نفریبد، و مطمئن باشد که همه آنچه در این عالم هست در اختیار خداوند است.

چنانچه خداوند در آیه 70 سوره اسراء می فرماید:

وَلَقَدْ کَرَّمْنا بَنى آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَفَضَّلْناهُمْ عَلى کَثیر مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً

ما انسان را گرامى داشتیم و او را بر خشکى و دریا مسلط ساختیم و ازروزى هاى پاکیزه نصیبشان ساختیم و بر بسیارى از مخلوقات برترى بخشیدیم.

با این تفاسیر خداوند تمامی جهان را در اختیار انسان قرار داده تا بتواند خود را به والاترین جایگاه در دنیا  و اخرت از لحاظ معنوی برساند.

خداوند در آیه 30 سوره مبارکه بقره انسان خلیفه خدا در روى زمین معرفی می کند : وَإِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّى جاعِلٌ فِى الأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَیَسْفِکُ الدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّى أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ.

به یاد آر هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان گفت: مى خواهم در زمین خلیفه اى قرار دهم آنان گفتند: آیا کسى را در زمین جانشین قرار مى دهى که فساد و خون ریزى کند ما تو را از طریق حمد و ثنا، تسبیح مى گوییم، خدا گفت من چیزى را مى دانم که شماها نمى دانید

مقصود از خلافت از جانب خدا این است که او با وجود خود وجود خدا، و با صفات و کمالات خود، صفات و کمالات خدا، و با فعل و کار خود، افعال خدا را ترسیم کند وآینه ى ایزدى گردد.

همچنین خداوند در حدیث قدسی خطاب به انسان می فرمایند: بنده من، مرا اطاعت کن تا تو را شبیه خودم قرار دهم.

در آیه 34 سوره بقره خداوند به فرشتگان دستور مى دهد که بر آدم سجده کنند و از او تکریم وتعظیم خاصى به عمل آورند چنان که مى فرماید:وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ ابْلِیسَ أَبى وَاسْتَکْبَرَ وَکانَ مِنَ الکافِرینَ.

آنگاه به فرشتگان فرمان دادیم که بر آدم سجده کنند همگان سجده کردند جز شیطان که از کافران گردید یک چنین فرمان بى جهت و بى ملاک نبوده و اگر آدم گل سرسبد خلقت نبود هرگز مورد تکریم وتعظیم ملائک نبود چیزى که موجب چنین فرمانی شد همان آگاهى آدم از رموز و اسرار جهان آفرینش است که فرشتگان را توان تحمل آن نبود و به خاطر همین آگاهى بود که او خلیفه خدا در روى زمین گشت، خلیفه اى که با دانش و توان ، توانست مظهر صفات خدا و مجلاى علم و قدرت او گردد.

آدم چه گوهر ارزنده و گرانبهایى است که ملائکه خداوند که پیوسته فرمانبر خدا مى باشند و آنى از فرمان او سر نمى پیچند، پیشانى خضوع بر آستان او گذارده و او را تعظیم وتکریم مى کردند.

جایگاه انسان در قرآن تا جایی است که خداوند جهان هستی را در اختیار انسان می داند؛ چنانچه در آیه 20سوره لقمان فرمودند: أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِى السَّمواتِ وَما فِى الأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَباطِنَةً آیا نمى بینید که خداوند آنچه را که در آسمان ها و زمین است به نفع شما تسخیر کرده و نعمت هاى برونى و درونى خود را در حقّ شما تکمیل نموده است.
همچنین در آیه 13 سوره جاثیه مى فرماید: و َسَخَّرَ لَکُمْ ما فِى السَّمواتِ وَما فِى الأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ براى شما آنچه در آسمان و زمین است تسخیر کرده و همگى از او است.

قرآن در آیات متعددى از تسخیر خورشید و ماه، روز و شب، چشمه ها و دریاها سخن گفته و یادآور شده است که به خاطر مقام و موقعیتى که انسان دارد این موجودات بزرگ به سود بشر تسخیر و همگى از آنها بهره مى گیرند چنان که در آیه 33 سوره ابراهیم می فرمایند: وَسَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دائِبَیْنِ وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهارَ خورشید و ماه که پیوسته انجام وظیفه مى کنند و شب و روز را براى انتفاع انسان تسخیر نمود.

البته نباید اشتباه  کرد که تسخیر کننده بشر نیست، بلکه تسخیر کننده خدا وجهان طبیعت تسخیر شده است و بشر بهره گیر، از این تسخیر مى باشد.

این ها یک رشته ملاکات برترى انسان بر دیگر موجودات است و خداوند در آیات بسیاری جهان را در اختیار انسان معرفی کرده و تا جایی که در سوره طه به حضرت موسی(ع ) می فرمایند: جهان را برای تو آفریدم ولی تو را برای خودم.

مقام انسان در قرآن در برابر خداوند در سیر رشدی از محض تا کمال است؛ یعنی در ابتدای آفرینش چیزی نمی داند ولی رفته رفته در دنیا با عمل به فرامین الهی می تواند به کمال برسد. تا جایی که خداوند در قرآن کریم می فرماید: گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.

خداوند در مورد حیات انسان نیز در آیات مختلف بیاناتی داشته اند: حیات از واژه حی به معنی زندگی و زنده شدن است؛ که در قرآن واژه حیات 76 مرتبه تکرار شده است و مختص تمامی موجودات زنده است. و همچنین در مواردی به عنوان صفتی از صفات خداوند مطرح شده است.

مهمترین حیاتی که خداوند به آن اشاره کرده است حیات طیبه است که خداوند در قرآن به مومنانی که عمل صالح انجام می دهند وعده حیات طیبه می دهد و که این بسیار ارزشمند است و اگر انسانی از خداوند غافل شود و زندگی پاکی نداشته باشد زندگی اش به سختی خواهد افتاد.

منظور از حیات طیبه، ایمان، رزق حلال، زندگی شرافتمندانه، سعادت، بهشت، قناعت، انجام طاعات، چشیدن لذت طاعات خدا و توفیق در انجام دادن عمل صالح است که انسان را به سمت سعادت دنیوی و اخروی سوق می دهد.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در رابطه با مقدمات کسب حیات طیبه بیان کرده زندگی جدید مختص مومنان است و از حیات انسان جدا نیست و هرچقدر انسان با معنویت رشد کند رفته رفته به حیات طیبه می رسد.

خداوند در قرآن دنیا را به کالایی زود گذر تشبیه می کند و آن را کم سود و فریبنده نشان می دهد و انسان باید تلاش کند تا علاوه بر زندگی پاک در دنیا، این حیات طیبه دنیوی را به حیات طیبه اخروی تبدیل کند. و از آن جایی که خداوند ناظر بر اعمال انسان هاست؛ لذا این مهم می طلبد تا انسان به خدا امیدوار باشد چرا که امیدوار بودن به خداوند حیات طیبه انسان را رشد می دهد.

برای داشتن حیات طیبه ای زیبا باید الگویی برای انسان وجود داشته باشد؛ و مصداق الگو هم چیزی است که بشود از آن تقلید انجام داد و خداوند در حدیث قدسی اشاره می فرمایند که رسول الله اسوه ای برای بشریت است. بنابراین انسان ها با الگو قراردادن پیامبر عظیم الشان اسلام می توانند خود را از لحاظ معنوی به جایگاه های والایی برسانند.

تاسی از اخلاق حسنه پیامبر و الگو قرار دادن سیره عملی زندگی حضرت، تربیت اندیشه و صفای قلب، تسلیم و تواضع در برابر خالق هستی و مبارزه با کبر و غرور و گناهان رفتاری و کلامی مسیری است که می تواند انسان را به سمت کمال سوق دهد.

 حجت الاسلام و المسلمین نصیری

مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در جمعیت هلال احمر استان زنجان

 

7/11/2017 12:12:26 PM